
روزی روستاییان تصمیم گرفتند برای بارش باران دعا کنند در روزیکه برای دعا جمع شدند تنها یک پسر بچه با خود چتر داشت
این یعنی ایمان .....
کودک یک ساله ای را تصور کنید زمانیکه شما او را به هوا پرتاب می کنید او می خنند زیرا می داند او را خواهید گرفت
این یعنی اعتماد....
هر شب ما به رختخواب می رویم ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده بر می خیزیم با این حال هر شب ساعت را برای فردا کوک می کنیم
این یعنی امید......
برایتان ایمان ، اعتقاد و امید به خدا را آرزو می کنم.
برچسب: من آموخته ام به خود,من آموخته ام که,من آموخته ام گوش فرا دهم,من آموخته ام,من آموخته ام گوش فرا دادن,
نویسنده: ساحل امینی